<no title> - تاریخ: 1391/9/23 ساعت: 22:52
+چـــه آهنگ ِ ج ـآلبی ...!!!!!! :|تو که میدونی من همیشه هواتو دارم ! منکه ازت ناراحت نیستم ! برعکس ، چون عاشقتم دارم دل میکنم چون میدونم آینده مشخص نیس و نمیخوام درآینده با قیمت جون از هم جدا شیم :((+خب من ک ِ چیزی نگفتم!
<no title> - تاریخ: 1391/9/23 ساعت: 22:52
+میگن هر چی از دوست رسد نیکوست!پس چرا هر چی از تو میرسهخاطره ...نگاه ...لبخند ...یاد ...ویران کننده است !منو داغون میکنه ....!00000000000000000000000000000000000000000نم کشیده ام بر دیوار اتاق بس که لحظه های دور بودنت را قطره هایی از باران دلتنگی باریده ام روی آن به یادگار .
«ღבرב....ღ» - تاریخ: 1391/9/23 ساعت: 22:43
مــטּ کـہ بـہ هتـیــچ בرבے نـمـیـخـورم ایـטּ בرבا هـسـتـטּ کـہ راسـت و چـپ بـہ مـטּ مـیـخـورטּ
«ღقــهــوه.....ღ» - تاریخ: 1391/9/23 ساعت: 22:43
چـــقدر احـــمقانه ست ؛از يـک قــــهوه ي تلـــخانتــظار فالِ شيــرين داشتن!
«ღمــُردم...ღ» - تاریخ: 1391/9/23 ساعت: 22:43
برای کسی مُردم که برایم ؛ نه… تب کرد نه… سرفه نه… حتی عطسه!
«ღخــوشــبـخـتـم...ღ» - تاریخ: 1391/9/23 ساعت: 22:43
پاکتی سیگار , فندکی نیمه جان , خاکستر ای که... کمی در زیرسیگاری.... و کمی در خاطرات روزگار نه چندان دورم ریخته اینها داشته های من است " پس خوشبختم "
«ღمـــــرد....ღ» - تاریخ: 1391/9/23 ساعت: 22:43
وقـتـی مـــــردی مـیـگـویـد :" دلـم بـرایـت تــنــگــــ شـده ... "یـعـنـی" دوسـتـت دارد ... "اگـر بـگویـد " دوسـتـت دارد ... "یـعـنی " دلــش بـرایـت تــنــگـــ خـواهـد شـد ... " !جـمـلـه ی " دلـم بـرات تــنــگـــ شـده "بــرای مـرد عـمـیـق تـر از تـمـام اقـیـانـوس هـاسـت ...فـهـمـیـدن مــرد سـخـت نـی...
تـ ـ ـ ـنـ ـ ـ ـهـ ـ ـ اتـ ـ ـ ـر از هــ ـ ـمـ ـ ـ ـشـ ـ ـ ـیـ ـ ـ ـشـ ـ ـ ـه - تاریخ: 1391/9/23 ساعت: 22:43
ای کاش................! ای کاش......!عشقم,عشق نبودهوس بود که دل رهااز این قفس بودای کاش...!شمعی بودم که دختران فوتم میکردند نه این که خاموشم میکردندای کاش...!رهگذربودم که فقط ازکنارعشق میگذشتم تاراه بی راهه را نمیرفتمای کاش...! نابینابودم عشق رانمی دیدم ای کاش...!دراین سینه استخوانیم قلبی وجودنداشتک...
«ღســـــــــکـــــــوتــــــــღ» - تاریخ: 1391/9/23 ساعت: 22:43
همانطور که دیگر شلوار پاره نشانه فقر نیست!سکوت هم نشانه ی رضایت نیست. . . . .!
«ღنــــمـــــــکــღ» - تاریخ: 1391/9/23 ساعت: 22:43
بــے نــَمَــکــ تـــَـریــــטּ مــَـکاטּِ جـَـهاטּ اِحـــتــِـمـــالاً “ בَستــِ مـَـטּ ” اَســتـــ !
˙·•●♥٠دلــــ♥●•٠·˙ - تاریخ: 1391/9/23 ساعت: 22:43
دلـــــــم تــــــنــــــگ شـــــــــده برای عکس هایی که پاره کردم و سوزانـدمشان... برای دفتر خاطراتم که مدتهاست دیگر چیزی در آن نمی نویسم... حــتــی برای آدمهای حسودی که دورو برم می چرخیدند و خــیــلــی دیــــــر شناختمشان...! برای بـی خـیـالــی و آرامشی که مدتهاست که دیگر ندارمش... خنده هایی که دا...
«ღ*خــلـوتـــ*ღ» - تاریخ: 1391/9/23 ساعت: 22:43
مـقـدســ تــریـטּ جــاے دنــیــاωــــتـــ ...اتـــاق تـלּــهـای هـــایـــمـــ ...פּقـــتے ...بــا לּـیـّــتـــ " تــــــــפּ " خــلـפּتـــ مے ڪــלּـــمـــ ...!u202c
<no title> - تاریخ: 1391/8/19 ساعت: 20:47
هر شب ...به خودم قول میدهم كه فراموشـت كنم !وقتی صبح می شودتو را كه نه .... ولی !قولم را فراموش می كنم ...!
<no title> - تاریخ: 1391/8/19 ساعت: 20:47
همـيـشه دلـتنـگي بـه خـاطر نـبـودنشـخصـي نيستگــاهي بـه عـلت حضــور کسيدر کنـارت است کـهحـواسش بـه نـگــاه عـاشقتـو نيست ..!
<no title> - تاریخ: 1391/8/19 ساعت: 20:47
سهم “من” از “تو” عشق نیست ، ذوق نیست ، اشتیاق نیست همان دلتنگی بی پایانی ست که روزها دیوانه ام می کند !p>
<no title> - تاریخ: 1391/8/19 ساعت: 20:47
چه خوش خيال بودم….که هميشه فکر مي کردم در قلب تو محکومم…….به حبس ابد!!به يکباره جا خوردم…..وقتي زندانبان به يکباره بر سرم فرياد زد….……هي…تو….آزادي!….و صداي گام هاي غريبه اي که به سلول من مي آمد...
<no title> - تاریخ: 1391/8/19 ساعت: 20:47
وقتی پاهایت یاری نکنند....بن بست همانجایی است که ایستادی
<no title> - تاریخ: 1391/8/19 ساعت: 20:47
آتش بگیر تا بدانی چه می کشماحساس سوختن به تماشا نمی شود
<no title> - تاریخ: 1391/8/19 ساعت: 20:47
آنگاه که خنده بر لبت می میردچون جمعه پاییز دلم می گیرد...دیروز به چشمان تو گفتم که بروامروز دلم بهانه ات می گیرد...!همیشه دلتنگت...
<no title> - تاریخ: 1391/8/19 ساعت: 20:47
در دادگاه عشق ... قسمم قلبم بود. وکیلم دلم و حضار جمعی از عاشقان و دلسوختگان . قاضی نامم را بلند خواند و گناهم را دوست داشتن تو اعلام کرد و سپس محکوم شدم به تنهایی و مرگ. کنار چوبه دار از من خواستند تا اخرین خواسته ام را بگویم و من گفتم : به تو گویند ... دوستت دارم