
نگاهش می کنم شاید بخواند از نگاه من که![]()
او برگ گل را به زلف کودکی آویخت تا او را بخنداند![]()
سر راهت به کوی او سلام من رسان و گو که![]()
یکی ابر سیه آمد ز ره روی ماه تابان را بپوشانید![]()
صبا را دیدم و گفتم ، صبا دستم به دامانت![]()
ز ابر تیره برقی جست و قاصد را میان ره بسوزانید![]()
ما را در سایت ღღღ عـشـــق يـعنے ایـن ღღღ دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده: √ روزبـــــه √
بازدید: 93